قهرمان ميرزا عين السلطنه
1142
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كرده به خاك روسيه پناه بردند . تفصيل اين فرار اخير معلوم من نيست . اما آنچه گفتند : امجد الدولهء حاليه به سركشى املاك خود خمسه رفته بود شاهزاده را انديشناك نموده از ترس جان فرار كردند . طولى نكشيد سپهسالار شاهزاده را اطمينان داده مجددا طهران تشريف آوردند . در اين ايام مرتبهء شاهزاده به شاه معلوم شده تازه مىخواستند رفع صدمات پيش را بكنند كه عمر كفايت نكرد . فضائل ملكآرا شاهزاده از هر جهت ممتاز [ بود ] و در اين دوره كسى را چون او نداشتيم . كمالات شاهزاده حد و اندازه نداشت . زبان فرانسه ، عربى ، تركى اسلامبولى تكلم مىفرمودند . در فقه و اصول هيچيك از اين مجتهدين برابرى نداشتند . و در احاديث و اخبار يگانه بودند . در نجوم و هيئت و حفظ لغات عربى [ و ] فارسى بر هركس برترى داشتند . اغلب علوم را به سرحد كمال مىدانستند . در محاوره و صحبت هيچكس به پايهء شاهزاده نمىرسيد . از علوم جديده كاملا اطلاع داشتند . روىهمرفته شاهزادهء عالمى بود . داراى علوم قديمه و جديده [ بود ] و به اين جامعى كسى نبود و نخواهد بود . خدايش رحمت كند ، مادر زمانه چون او نخواهد زائيد . از هر علمى و هر صنعتى آگاهى كامل داشتند . وجود شخصى به اين امتياز اين مدت متمادى عاطل و باطل افتاده بود و هزاران مردم روى كارهاى بزرگ بودند كه خط و سواد فارسى نداشته ، « هرّ را از برّ » فرق نمىدادند . چرا زيركانند بس تنگ روزى * چرا ابلهانند با بىنيازى چرا عمر دراج و طاوس كوته * چرا مار و كركس زيد در درازى صد و اند ساله يكى مرد غرچه * چرا شصت و سه زيست آن مرد تازى مگر نه همه كار تو باژگونه است * چرا آنكه ناكستر ، او را نوازى حقيقت از فوت شاهزاده دل وضيع و شريف سوخت . احدى از او بدى نديده [ بود ] . قبول عامه داشت . خداوند زود همچو وجودى را از ما گرفت . تلگرافى براى حضرت و الا كرديم . علاقهاى كه اين دو برادر باهم داشتند كمتر برادرى دارد ، نمىدانم به حضرت و الا چه خواهد گذشت . ختم ملكآرا شنبه 14 - ديروز و امروز در مسجد شاه ختم گذاشته تمام مردم اعلى و ادنى آمدند . ختمى به اين مفصلى تابحال نگذاشته بودند . نير الدوله هم در نظم مسجد و خوبى غذا و ترتيب پيشخدمت و غليان و ساير ملزومات چيزى فروگذار نكرد . به اين نظم و آراستگى